مدتها بود تلويزيون نگاه نميكردم و تقريبا چند هفتهاي هم اصلا، نه تلويزيوني داشتم و نه تمايلي به خريدنش. تازه به داشتن كمي وقت عادت كردهبودم كه آن را البته صرف جابجايي و خريد وسايل(از جمله خود تلويزيون) و غيره و ذالك بكنم. اما نميدانم دقيقا چه تاريخي بود كه چشمم به ديدن هنرپيشههاي مورد علاقهام در عمارتي باصفا و بزرگ افتاد كه مثل همیشه خوب بازي می کردند.

فكر مي كنم 4قسمت از سريال، گذشتهبود كه موفق به ديدن ورود دومين خواستگار به شمسالعماره شدم.
از همان ابتدا حس نزديكي با كاراكترهاي مجموعه برقرار كردم. حسي از نوع آشنايي با كهنالگوها(آرك تايپهاي يونگ) و مثل هميشه، در پايان آن قسمت، با دقت به اسامی عوامل سريال توجه كردم كه نام "سهيل رضايي" به عنوان مشاور روانشناسي و اجتماعي...چراغ زد.

حدسم درست بود. براي اولين بار و با نگاهي طنز مجموعهاي درست شدهبود كه شخصيتهايش واقعي و خاكستري و بر اساس خصوصيات آركتايپي بنا شدهاند. كلي ذوق كردم و به هر كس كه ميشناختم پيشنهاد ديدن اين مجموعه را دادم. خصوصا به يكي از اقوام كه دانشجوي روانشناسيست و دورههاي "دكتر شيري" را ميگذراند و مدتها بود که از من ميخواست تا شخصيتهاي آركتايپي، خصوصا مردانه را برايش توضيح دهم، تلفن زدم و گفتم ببين! حتما ببين..." آن يكي زئوس است و اهل كار و مديريت، بهروز آرسی رفيق باز با مرام، عمه شمسي آتنا و دیمیتر(مادر) مدبر و منطقي و ..." تازه بعدها پيمان كه هرمس به تمام معناي يك جاننشين جيوهايِ جستجوگر، پرهام هفايستوس هنرمند عاطفي، خردمند و البته با نقصي در بدن يا بيمار را كه ديدم بيشتر حض بردم.
خلاصه كه از همانوقت تصميم گرفتم نقدي بر سريال بنويسم اما مطمئن بودم بايد 12 آركتايپ اصلي داستان وجود داشته باشند، پس نمي خواستم، تا همه را نديدم، مطلبي بنويسم. از طرفي از همان زمان كه اسم فرخ، عاشق و نامزد عمه شمسي به میان آمد مي شد حدس زد كه دربِعمارت شمسالعماره با كليد فرخ و احتمالا پسر ايشان باز ميشود و خواستگار اصلي و يك دل نه صد دل ليلاي شمسالعماره همانا پسر فرخ خان خواهد بود كه چون تا الان، هنوز وارد عمارت نشدهاند، هنوز اسمش را نميدانيم!
پس امشب همچنان ذوق زده از اين حركت هنري_ روانشناسي_ اجتماعي، اين مطلب را نوشتم كه اول از همه بگويم كار بزرگ و طناز و خردمندانهاي انجام شده و حيف كه رو به اتمام است،
دوم آنكه بگويم به نظر تلخ و عجيب مي آيد كه اين مجموعه به اين زودي تمام شود وقتي مي توان اينقدر حرف زد و شخصیت پردازی کرد و مشکلات رفتاری را به تصویر کشید و راه حل ارائه داد.
سوم اينكه، شايد ليلا با پسر فرخ ازدواج كند اما اگر ازدواج هم نكرد مهم نيست، مي توان با شناخت بخشهاي مختلف روان، ازدواج جادويي با بخش ناشناخته خود داشت و...
اينكه حتما بعد از اتمام كامل سريال يك نقد تحليلي آرك تايپي(كهن الگويي) حسابي از شخصيتهاي بزرگنمايي شده ، خواهم نوشت و اين مطلب فقط مقدمه اي بر نقد نهايي بود.
پ.ن : اطلاعات بیشتر روانشناسي يونگ، در آن یکی وبلاگم(مشق روان)
راستي مسابقهي اعلام شده كه تا ۳۰ آبان براي پاسخ دادن فرصت مي داد كه با اتمام فرداي سريال كه ۲۵ آبان مي باشد جور در نمي آيد نكند صدا و سيما، هادس و برخي از ماجراهايي را كه ما از آن بي اطلاعيم را به قول شكور ديونسوس، قيچي نموده است؟

