تبليغاتX
احلام

احلام

در احلام مانده دیروزم که چشم بازنموده تا بیدار شوم،اگر هنوز در رویایی آشفته ام با تلنگری بیدارم کنید

 

آن وقتهای مدرسه، وقتی اولین بار، شعر ِ

" آینه چون نقش تو بنمود راست

 خود شکن، آینه شکستن خطاست"

 را شنیدم کلی ذوق کردم و بابی شد برای مزاح با دیگرانی که زیاد پای آینه با اخم و ناراحتی می ایستادند و به وقت شنيدن اين شعر، سِگرمه ها را بازكرده و " عجب شيطوني هستي" نثارم مي‌كردند.

حالا كه از آن سالهاي ناآگاهي‌، سالهايي ديگر مي‌گذرد و كمي و فقط كمي نگاه روشن‌تري به دنيا و پديده‌ها و حتي آينه‌هايش دارم، از خود مي‌پرسم چقدر خود را شكسته‌ و آينه ها را نشكسته‌ام وقتي نقشي واقعي را ديده‌ام؟

و حيف كه قول داده‌ام به خود كه به شكستن و نشكستن ديگران كاري نداشته باشم، حتي اگر آينه اشان باشم و ببينند آنچه در خود دارند و نمي‌پسندند ولي نمي‌بينند و آنچه باز هم در خود دارند و مي‌پسندند اما نمي‌بينند و آنچه مي‌بينند ولی خودشان را گول مي‌زنند كه" اين تصوير يكي ديگر است و نه من".

چه بسا كه من نيز همينگونه‌ام.

پس سعي خواهم كرد كه حتی اگر خود را نشكستم و بي جيوه و زنگار گرفته گرديدم

                            

                             آينه دِقِّ‌ ِ* كسي نباشم

 

دق : شكسته، دقيق!

پ.ن

 ۱- همين حالا فهميدم آينه دق يعني آينه شكسته و شايد آينه دقيق؟! اين همه سال حتي معني اين اصطلاح را نيز نمي‌دانستم! 

۲-  به کتایون عزیز:

   شاید ممکنه. حتما! چون از راه فرافکنی و آینه شدن برای دیگران و آینه شدن دیگران برای ما است که می توانیم سایه هایمان را ببینیم و چه بهتر برای عزیزان و دوستانمان که آینه ی دیدن سایه هایشان باشیم و آنها آینه های ما گردند. اما حیف که اغلب نه دیگران  تمایلی به دیدن سایه هایشان دارند و نه من اجازه و تمایلی.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 خرداد1386ساعت 19:40هرگونه برداشت و نقل مطالب این وبلاگ فقط با ذکر نام و منبع مجاز می باشد ،   توسط  احلام  |