امروز سر كلاس خيلي ذوق زده شدم چون عين مطلب قبل كه چند روز پيش راجع به" نفهميدن" اينجا نوشتم را ناهيدجان گفت.
استاد اشاره کرد " ما تا زمانیکه به "نمی دانم" نرسیم نمی توانیم آگاهی کسب کنیم. می بایست ذهن مبتدی برای داشتن درک بی واسطه داشته باشیم. و تحصیلات یعنی استخراج خرد درونی کودک. یعنی باور خلاء برای دریافت دانسته های جدید ... و بیشترین دانش همان جهل است!
وقتی به اینجای مطلب رسیدیم با هیجان اعلام کردم که من به عینه معجزه کشف نادانی ام را دریافت کردم و هفته ی پیش که توی تاکسی بودم به فکر رفتم که:
از اینکه اینقدر می فهمم که چیزی نمی فهمم، حس خوبی دارم و راضی ام به همین یه ذره فهمیدنم که به دنیا می ارزه. تواضعی که شاید یه عالم غرور نهفته درونشه. تواضع یعنی اینکه حالا حالاها و تا آخرهای عمر باید بدوی و یاد بگیری چون هیچی نیستی و غرور برای اینکه امروز فهمیدی که با همه هیچ بودنت می تونی همه چی باشی اگه باور کنی که هیچی نیستی!
و فوری جمله اول را توی موبایلم نوشتم و ذخیره کردم و بعد از این حركت و نگاه، چند تا از گره های کاريم که مربوط به ندونستنم بود باز شد و تونستم خیلی سریع مطالب جدیدی را یاد بگیرم!
ناهید جان هم ذوقم را رنگي تر و اضافه و تایید کرد که دقیقا همینطوره و مشاهده بهترین کاریه که ما بر همه اعمال و افکارمان باید داشته باشیم.
حالا یه لحظه نگاه کنیم و فقط نگاه کنیم که چی هستیم و کجاییم و واقعیات اطراف را بپذیریم . فقط بپذیریم
حتي بدون تحليل!
پی نوشت:۱- پرسفونی فرشته خو و فرشته رو به همراه همه متعلقات از جمله دیمیتر و زئوس و هادس البته از نوع آگاهش، برایتان آرزومندم(برای کسب اطلاعات بیشتر به فرهنگ لغات کنار صفحه مراجعه فرمایید).
۲ـ راستش آگاهی های روانشناسی تحلیلی در ابتدا یه جور غرور به آدم می ده و احساس اینکه بیشتر از بقیه می دونی و البته خیلی کمتر از قبل آدمها را قضاوت می کنی اما به هر حال اون غروره هست. اما به مرور این اتفاق برعکس می شه اگه خدا بخواد که "هیچ اتفاقی بدون اراده خدواندی به وقوع نمی پیونده"
ضمنا شاید همه ما بدونیم که تا احساس خلاء دانش نکنیم به کسب آگاهی نمی رسیم اما نکته اصلی مشاهده و باور نادانیست ولو برای یک لحظه باورنکردنی!
